تبلیغات
ناگفته های دلــــــــــــم - واحد توراکس
وای خــــــــــــــــــــــــــــدا جونم امروز برای اولین بار needle stick شدم؛ یادمه ترم 2 و 3 که بودیم چند تا از بچه ها که نیدل استیک شدن حداقل یه تیتر آنتی بادی بیمارستان واسشون چک کرده بود اما حالا به گفته ی خود  مسئول عفونی دیگه واسه پرسنل همون بیمارستانم انجام نمیدن چه برسه به دانشجو!!!
آخرشم رفتیم پیش دکتر درمانگاه بیمارستان گفت تو که واکسن هپاتیت B زدی دیگه  نترس  ؛  پس نتیجه می گیریم برو دعا کن چیزیت نشده باشه بعدشم به شوخی گفت سنگ قبر خوشگل سفارش بده!!!
چیزیم نشده واقعا؛ بیمار بدبخت نه معتاد بود ؛ نه سابقه ی تزریق خون داشت و نه هیچ ریزفاکتور قابل توجه دیگه ای...مریضیشم آسم بود و احتمالا تا چند روزه آینده مرخص میشد...تازه اگرم بیماری خاصی داشته باشه اون اقداماتی که من روی انگشت بدبختم پیاده کردم  همه ی ویروس های بدن خودمم از انگشتم فرار کردن هه هه انگشتم تا یکی دو ساعت بی حس بود
خیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی خوشحالم!!! بالاخره این واحدم تموم شد...ولی وقتی به یاد امتحانات و درسای نخونده ام می افتم می خوره تو ذوقم! ای خدا چقدر بد شانسیم آخه همه دانشگاه ها به خاطر انتخابات تا 24 ام تعطیل کردن الا دانشکده ما!!! تازه از 2 تیر امتحانام شروع میشه!!!اووووووووووووووووووووووف تو اون گرمای تیر ماه!!!چه شود!!!
.

.
.
خدایــــــــــــــــــــــــــا شکـــــــــــــــــــــــــرت......




طبقه بندی: پرستاری، خاطرات،
برچسب ها: واحد توراکس، امتحانات، نیدل استیک،

تاریخ : سه شنبه 21 خرداد 1392 | 07:19 ب.ظ | نویسنده : maede | حرف دلت

  • سیستان منت
  • خدشه
  • ریه
  • پایگاه صاحب زمان