تبلیغات
ناگفته های دلــــــــــــم - وقتی دلم می گیره...
وقتی دلم می گیره تنها چیزی که خیــــــــــــلی آرومم می کنه اینه که شب بریم تالاب گل لاله  و من روی اون سنگ های بزرگ لب تالاب بشینم و به وسعت دریا و کشتی های بزرگی که از دور چراغ هاشون سو سو می زنه نگاه کنم و فکر کنم...
به خودم فکر کنم...
به این که از دنیا چی می خوام؟...
به این که دنیا ازم چی می خواد؟...
به گذشته...به آینده...
چه خوبه آدمایی پیدا میشن که آرزوهاشون سقف داره...
چرا هیچ وقت آرزوهام سقف نداشته؟؟؟....خودمم نمی دونم وا3 چی هیچ وقت تلاش هام وا3 رسیدن به یه " تا " نبوده...
مثلا بعضیا میگن می خوام پول دار شم " تا.......می خوام برم خارج " تا.....می خوام ازدواج کنم " تا........ و ...
بعضی وقتا خیلی دلم می خواد یه " تــــــــــــــــــا" ی گنده تو زندگیم پیدا شه....

من نوشت: 
آبجی مونس عزیزم من چندین کامنت وا3 2 تا پست اخیرت گذاشتم اما نمی دونم با اینکه کامنتام به ثبت رسید چه جوری به دستت نرسیده....فقط همین و بگم که 2 تا پست آخرت بی نظیر بود...
دوست نازنینم بهار جون وا3 تو هم همین طور 2 تا کامنت فرستادم اما باز اسممو تو نظرات ندیدم....
آزاده عزیزم که پست هموویژیولانست خیلی خیلی خیلی عالی بود...وا3 شمام چندین کامنت گذاشتم اما مثل اینکه به دست شمام نرسیده...آخه اسمم تو کامنتا نبود باز...پست آخرتونم خیلی زیبا بود...آزاده جون چرا دیگه نمیای وبلاگم ؟؟؟
نیکو جون عزیزم ؛ خیلی وقته نیومدیاااااا آبجی؟؟؟ پست جدیدم نذاشتی!!! به یادتم...
وبقیه دوستانی که به قول باران جون عزیزم ساکن بلاگفا هستید من به همتون سر می زنم و کامنت میذارم....این  2-3 روز اخیر مثل اینکه بلاگفا باهام دشمن شده همه کامنتامو قورت میده!!!




طبقه بندی: دلنوشته،
برچسب ها: دریا،

تاریخ : شنبه 12 مرداد 1392 | 10:41 ب.ظ | نویسنده : maede | حرف دلت

  • سیستان منت
  • خدشه
  • ریه
  • پایگاه صاحب زمان