تبلیغات
ناگفته های دلــــــــــــم - چند تا سوال...
سلام به همه دوستان عزیزم....
نمی دونم بلاگفا چرا همچنان کامنت های منو قورت میده!!! به خاطر همین مجبور شدم این سوالامو اینجا ازتون بپرسم...فدای مهربونیای همتون...می دونم همتون تو کار و زندگی دغدغه های زیادی دارین و منم همش عذاب وجدان می گیرم با این سوالای زیاد زیادم مزاحمتون میشم...به خصوص همکارای عزیزم خیلی شرمنده اتونم...
اون همسایه ای که گفتم 2 ساله تصادف کرده....یه مدت یکسری مشکلاتی واسش پیش اومده!!! پیش چندین متخصصم رفته اما خب هنوز خوب نشده یعنی دکترا نتونستن علتو بفهمن...
اول شرح حالشو بگم:
دوستای خوبم بیمار آقایی چهل و چند ساله اس که به دلیل تصادف و ضربه ای که به خلف جمجمه اش وارد شده دچار هیدروسفالی شده بود؛ همون 2 سال پیش شنت گذاری شد، اما به دلیل از دست رفتن کارایی شنت حدود 4-5 ماه پیش دوباره عمل شد و محل شنتو عوض کردن...از نظر GCS  تو مرحله استوپوره...اولش که با NGT تغذیه می شد اما به دلیل طولانی شدن وضعیتش و جلوگیری از آسیب به تارهای صوتیش گاستروستومی شده....لیست داروهاشم که خیــــــــــــــــــــــلی زیاد بود من الان دقیق یادم نمیاد اسامی همشو براتون بگم...اما تو این 2 سال به دلیل قطع ناگهانی فنی توئین و دپاکین یک بار دچار تشنج شد که وضعیتشو خیلی بدتر کرد...اما مشکل اصلیش :
در حال حاضر تهوع و استفراغ زیاد داره...گاهی اولش تهوع نیست فقط سکسکه است اما اینقدر سکسکه طولانی میشه که به تهوع میرسه...یعنی دیشب دخترش می گفت که هیچ چیز دیگه تو معده بابام نمی مونه همرو بالا میاره....نگران بودن چون فنی توئین و دپاکینم بالا میاره نکنه خدای نکرده 2باره تشنج کنه...حجم غذاشم خیلی تغییر دارن و رقیق تر کردن اما باز فایده ای نداشته...دومپریدون هم مصرف می کردند اما بی تاثیر بوده....
CT scan شده اما چیز جدیدی یافت نکردند؛ شنتش مشکلی نداره و ICP رو کنترل می کنه....من خودم فکر کرده بودم شاید چون ICP اش خیلی بالا رفته اینقدر دچار تهوع میشه...آندوسکوپی هم شده هیچ مشکلی وجود نداشت...آنزیم های کبدی هم بررسی شد مشکلی نبود... مشکلان مدفوعی ادرای هم نداره...در حال حاضر داروهای مصرفیش همون 2 تا داروی ضد تشنجه که اونم بالا میاره...
به نظر شما الان تشخیص احتمالیش چی می تونه باشه؟؟؟ چون بعد از عمل دوم بعد از یه مدت دچار این مشکل شده می تونه از عوارض عمل باشه؟؟؟ یا از عوارض داروهای زیادی که به خورد این بدبخت دادن؟؟؟اگه همین جوری پیش بره باید TPN واسش انجام بشه درسته؟؟؟ دیگه دلایل دیگه ای واسش به مغزم نمی رسه!!!
دیشب که دخترش شرح حال میداد اینقدر تو عمق این مشکلات پیش رفتم که یادم رفت بیماری که داریم در موردش حرف می زنیم باباشه...تا گفتم تغذیه وریدی(TPN) یه جوری گفت وای و ناراحت شد که تنم لرزید...از خودم بدم اومد اینقدر صریح حرف زدم و قلبشو کندم گذاشتم کف دستش...فقط هون لحظه تنها کاری که تونستم بکنم این بود که سریع حرفمو پس بگیرم و بگم انشاالله که خوب میشه و به اونجا نمی کشه...آخ که چقدر خوبه این زبونم بعضی وقتا قدرت حرف زدنشو از دست بده...
بازم ممنونم از همتون....


برچسب ها: سوال،

تاریخ : دوشنبه 14 مرداد 1392 | 10:55 ق.ظ | نویسنده : maede | حرف دلت

  • سیستان منت
  • خدشه
  • ریه
  • پایگاه صاحب زمان