تبلیغات
ناگفته های دلــــــــــــم - خواب عجیب!
امروز خواب عجیبی دیدم...با همه خوابها و کابوسهام فرق داشت...
 تو خواب  لشکر خیــــــــــــــــــلی بزرگی از مورچه ها  تو اتاقم بودن، من تو اتاقم دراز کشیده بودم و مورچه ها برای تاراج کالبدم اومده بودن در حالی که من زنده بودم!!! اینقدر زیاد بودن اتاقم پر شده بود!!! رفتم جارو برقی بیارم جمعشون کنم اما حتی روی پریزا و 2شاخه جارو برقی هم پر مورچه بود...
تو خواب گفتم: الان که زنده ام 2 دقیقه دراز کشیدم این همه مورچه وا3 تجزیه ی جسمم اومده اگه بمیرم چقدر مورچه میاد؟؟؟
با کوله باری از احساسها که بیشترش حس گناه بود از خواب بیدار شدم...از مرور خوابم موهای تنم سیخ شد...
خدایا عفو کن...





طبقه بندی: خاطرات،
برچسب ها: خواب،

تاریخ : چهارشنبه 27 شهریور 1392 | 08:32 ب.ظ | نویسنده : maede | حرف دلت

  • سیستان منت
  • خدشه
  • ریه
  • پایگاه صاحب زمان