تبلیغات
ناگفته های دلــــــــــــم - قاطی پاتی نوشت 2
1.امروز مثلا رفتیم وا3 تاییدیه انتخاب واحد،ساعت 11 بود دیدیم اساتید محترم راهنما تشریف نیاوردن!!! گفتیم ساعت چند میان مدیر گروه ها گفتن ساعت 12 و نیم تا 1 دیگه میان،برید اون موقع بیاید...ما هم رفتیم یه چرخی زدیم تا 1 که برگشیم دیدیم یکی از این اساتید راهنما داره میره!!! با تعجب داشتم نگاش می کردم بوق زد و واسم دست تکون داد و رفت...
قیافه ی من و آزیتا تو اون لحظه :

بدو بدو رفتیم تو دیدیم کلا اساتید راهنما نیستن همون مدیر گروه ها ازمون امضا گرفتن!!!!
یکی نبود بهشون بگه خب چه کاریه همون ساعت 11 ازمون امضا می گرفتید دیگه تو این هوای گرم مردیم ما!!!

" الان یکی علائم بیماری سادیسمو واسم شرح بده لطفا "
- مریم جون ممنون بابت تعبیر خوابم، امروز دیگه تعبیر شد!


2.خطاب به بعضی از آقایون:
تو رو خدا تو تاکسی کنار یه خانم که می شینید خواهشا درست بشینید تا دیگران معذب نباشن، فکر کنید اون خانمی که کنارتون نشسته خواهر و ناموس خودتونه!!!


3. من دست همه ی شیر زنایی که مثل مردا کار می کنن و عفت و پاکدامنی خودشونو حفظ می کنن و به نظر من از 100 تا مرد هم مردترن می بوسم ، خدا قوت


4. کلاسامون از 2 شنبه شروع میشه، این ترم کلاسمون شیرینی خورانه هر کسی شیرینی می خواد بگه آدرس دانشکده رو بدم 3-4 تا از همکلاسیای گلم ازدواج کردن،براشون از ته ته قلبم آرزوی خوشبختی و آرامش می کنم...


5.تقدیم به شـــــــــــــــــــما :








طبقه بندی: دلنوشته، خاطرات،
برچسب ها: قاطی پاتی نوشت،

تاریخ : شنبه 30 شهریور 1392 | 04:27 ب.ظ | نویسنده : maede | حرف دلت

  • سیستان منت
  • خدشه
  • ریه
  • پایگاه صاحب زمان