تبلیغات
ناگفته های دلــــــــــــم - متنفرم از ظرف شستن!!!
آدم بعضی وقتا از بعضی از کارا متنفره...اما مجبوره بازم بعضی وقتا انجامش بده...
از هیچ کاری تو دنیا به اندازه ظرف شستن متنفر نیستم...
رو این حساب تو ظرف شستن معمولا کند هستم و از زیرش در میرم...
یه دختر خاله دارم که هم سن و سال خودمه...اصلا عاشق ظرف شستنه...اینقدر دوست دارم میاد خونمون خودش همه ظرفا رو می شوره اصلا کیفور میشم وقتی میاد...
امروز جمیع فامیل مادری خونه مادربزرگ بودیم...مادر بزرگم خیــــــــــــــــــلی رو ظرفاش حساسه ، همیشه کلی سفارش می کرد که مواظب باشید یه تار از موهای ظرفها کم نشه...
اصلا من نمی دونم تقصیر تلقین بود یا  موج منفی...امکان نداشت ظرف نشکونیم ما...حتما یه چیزی می شکست!!!
این بود که کلا یه مدتی مادر و خاله هام اجازه نمی دادن من و دختر خاله هام ظرف ها رو بشوریم و من هم خوشحال از این تصمیم...
 تا به امروز...
خونه ی مادر بزرگم از دیروز کلی مهمون اومد و ما هم اونجا بودیم... صبح که بلند شدیم من و دختر خاله ام گفتیم یه کار خیری انجام بدیم بریم ظرف ها رو بشوریم...

هه هه این بار هم دختر خاله ام ظرف گذاشت تو جاظرفی از اون بالا  افتاد و شکست!!!
اینقدر خندیدیم از این که باز ظرف شکوندیم...
قیافه دخترخاله ام تو اون لحظه:
من:
یکی از خاله هام :

http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1391/5/25/200741_122.jpg



طبقه بندی: خاطرات،
برچسب ها: تنفر، ظرف شستن،

تاریخ : جمعه 12 مهر 1392 | 06:45 ب.ظ | نویسنده : maede | حرف دلت

  • سیستان منت
  • خدشه
  • ریه
  • پایگاه صاحب زمان