تبلیغات
ناگفته های دلــــــــــــم - مریم حیدرزاده

ای کاش من خورشید بودم روی علفها می نشستم

با مهربانی قفل غم را از روی درها می شکستم

ای کاش من آلاله بودم آلاله ای خوش رنگ و زیبا

آلاله ای که دوست دارد نجوای سرخ شاپرک را

ای کاش من احساس بودم مفهوم سبز زنده بودن

مضمون باران بهاری در دفتر سرخ سرودن

ای کاش من لبخند بودم بر روی لبهای کویری

ای کاش غم را می زدودم از چشم نمناک اسیری

ای کاش من پرواز بودم پرواز تا اوج رسیدن

پرواز تا اعماق رویا نبض شقایق را شنیدن

ای کاش من مهتاب بودم مهتاب با نوری طلایی

همدرد با مرغان عاشق با بیدلان درد آشنایی

ای کاش من آیینه بودم یا انعکاس نور بودم

با نقره هایم گرد غم را از صفحه دل می زدودم

ای کاش من یک قطره بودم یک قطره اشک پاک و جاری

اشکی به روی گونه ای سرخ یا در دل چشم انتظاری

ای کاش من یک یاس بودم تا بی کرانها می رسیدم

دست پر از احساس خود را بر قلب باران می کشیدم

ای کاش من یک قلب بودم شب تا سحرگه می تپیدم

آنقدر می رفتم فراتر تا آه شب را می شنیدم

ای کاش من دیدار بودم آن شوق نیلی رنگ دیدن

از خوشه های زرد خورشید گلدسته های یاد چیدن

ای کاش با شعر رهایی در قلب ها غوغا نماییم

 و با ورود حضرت عشق این کلبه را دریا نماییم




طبقه بندی: ادبی،
برچسب ها: ای کاش،

تاریخ : یکشنبه 14 مهر 1392 | 12:18 ق.ظ | نویسنده : maede | حرف دلت

  • سیستان منت
  • خدشه
  • ریه
  • پایگاه صاحب زمان